محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6711
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رمضان همين سال ، به بغداد رسيد ، نبرد ميان آنها در ناحيه آذربايجان بوده بود . در اين سال نزار بن محمد ، عامل حسن بن على كوره ، غزاى تابستانى كرد و بسيارى قلعه هاى رومى را بگشود ، يكصد كافر و شصت و چند كافر از بزرگان و شماسان [ 1 ] را با صليبهاى بسيار و علمهايى از آن روميان وارد طرسوس كرد و همه را به بغداد فرستاد . دوازده روز رفته از ذى حجه ، نامه هاى بازرگانان از رقه رسيد كه روميان در كشتيهاى بسيار به ناحيهء يكسوم آمدهاند ، بعضيشان نيز از راه زمين آمدهاند و بيشتر از پانزده هزار كس از مسلمانان را از مرد و زن و كودك راندهاند و بردهاند ، بجز آنها گروهى از اهل ذمه را نيز بردهاند . در همين سال ، ياران ابو سعيد جنابى به بصره نزديك شدند و اهل بصره از آنها سخت هراسان شدند ، چندان كه مىخواستند از آنجا بگريزند و به جاى ديگر روند ، اما ولايتدارشان از اين كار منعشان كرد . در آخر ذى حجه همين سال ، وصيف ، خادم ابن ابى الساج ، كشته شد كه پيكر وى را ببردند و در سمت شرقى بياويختند ، به قولى او درگذشت و كشته نشد و چون درگذشت سرش را بريدند . در اين سال هارون بن محمد كه كنيهء ابو بكر داشت ، سالار حج بود . ( 86 پس از آن سال دويست و هشتاد و نهم درآمد . سخن از كارهايى كه به سال دويست و هشتاد و نهم بود از جمله آن بود كه قرمطيان در سواد كوفه پراكنده شدند كه شبل ، غلام احمد ابن محمد طايى ، سوى آنها فرستاده شد و به او دستور داده شد كه قرمطيان را
--> [ 1 ] بگفتهء المنجد خادمان كليسا ، به رتبه مادون كشيش .